(((م ل ب س ی)))

ازدواج....

اشتغال......

اعتکاف.........

انتخاب..............

و همه ی اتفاقهای زندگی که بر وزن " افتعال" هستن رو همه به نوعی تجربه میکنن...طلبه،  دانشجو، کارمند،  استاد،  خانه دار،  مهندس ،  بغال و چغال  و خلاصه همه و همه...

بخصوص ازدواج که بنظر من مهمترین و سرنوش سازترین اتفاق یک زندگی میتونه باشه

و خوبش میتونه خوبت کنه و بدش میتونه بد حالتو بگیره

(واااای چ جمله قصاری گفتم!!چهارصد دفعه دیگه هم که بخونیش متوجهش نمیشی!!!)

خب از بحث خارج نشیم...

اما یه طلبه...

یه طلبه کنار همه این اتفاقها و حوادث ، یه اتفاق بسیار مهم و شیرین توی زندگیش رخ میده که فقط و فقط و فقطططططططططططططط ویژه یه طلبه است...

و هیچکدوم از شما نمیتونه تجربش کنه...

اونم " م ل ب س ی" یه... چی؟؟ "ملبسی"... یعنی پوشیدن لباس روحانیت...

(که شامل : یک عمامه یک قبا یک عبا و یک پیرهن یقه آخوندی شیک میباشد!)

در مورد روز ملبسی یک طلبه باید سر فرصت براتون حرف بزنم و بگم که چقد خاطر انگیزه...

در اولین فرصت میام و از ملبسی خودمم براتون میگم...

باور کنید تا یه طلبه نباشی متوجه حس پوشیدن این لباس نخواهی شد...برادر گلم و خواهر خوبم..

اینو فعلا داشته باش تا بعد.

(((دست بوس همه طلبه های باحال)))

/ 57 نظر / 19 بازدید
نمایش نظرات قبلی
اسيركربلا

سلام رفيق منم مثل خودت يه طلبه هستم ايشالاقلممون براي حضرت كاركنه منتظرحضورسبزتون دراسيركربلاهستيم

فردچیان

سلام انگار تصمیم ندارید مطلب جدید بزنید؟

محمد شجردی

سلام علیکم با یک پست عکس بروزم لطفا نظر خود را در قسمت نظرات برای دیگر عزیزان بگوئید موفق باشید

ما همه طلبه ها رواز خودمون ميدونيم مگر اينكه بعضياشون مثل شما اونا رو بخوان از ما جدا بدونن

درمدار انتظار

سلام با مطبي تحت عنوان شکست اصولگرايي به روز هستم ومنتظر حضورتان در وبلاگم مي باشم نظرات جنابعالي به جد براي اين حقير مايه ي مباهات است

دنیا

بیصبرانه منتظریم تعریف کنید هاااااااااااا اااااااااااااا ببخشید ولی انگار دعای اولم بیخود بود[سوال][بازنده]اما باورکنید اول دعای دوممو گفتم بعدش اومدم پایینتر این پستو دیدم[تعجب]دیگه ببخشییییییییییید...

سبوی تشنه

به منم عمامههههههههههههههههههههه[گریه] چرا داغ دل مارو تازه میکنیدهااااااااااااااااا

به افق کربلا

بچه بودم....رفتم سرکلاس استاد ازم پرسید واسه چی طلبه میخوای بشی ها؟ گفتم به عشق عمامه!!!!! کل کلاس بااشاره بهم میخندیدن درحالیکه من یک خانم بودم.... [اضطراب]