طلبه ای از جنس تو..
 
قالب وبلاگ
نويسندگان
لینک دوستان
پيوندهای روزانه

سلام بر دوستان قدیمی و جدید طلبه. .

.

دوست داران هنر و حرفای هنری طلبگی بیان و با من در کانال  طلبه/هنر همراه باشن

این لینکشه   

منتظر قدومتونم.

.

https://telegram.me/talabehonar

 

[ ۱۳٩٥/٢/٤ ] [ ۳:٤٧ ‎ق.ظ ] [ طلبه ای از جنس تو ] [ نظرات () ]

سلام و خوش عومدین.

عصولن انثانحا دو دصطه حصطند:

1.کثانیکه طلبه میباشند.

2.کصانیکه طلبه نمیباشند.

این تغصیم را که غبول دارید که؟؟؟؟

توی درصهای ما به این طغصیم میگن تغثیم عقلی!!


(البته اینو بگم ما تو درسهامون درس املا نداریم برا همینه که...!!)

خب میگفطم خدمطتون.

گروه دوم 3 دصته هثتند:

1.عانهاییکه به طلبه ها عششششششغ میورضند.

2.گروهی که نصبط به طلبه ها هیچ هسی ندارند و حتی فکر هم به عانها نمیکنننننند.اما به عانها احطرام میگظارند.

3.گروهیکه از ریخط طلبه ها مطنفر میباشند!!

*****شما جزء کدوم  عز این سه تا حصتین؟؟؟؟؟!!!!****

گروه عَوّل؟؟؟؟

گروه دوّم؟؟؟

یا خدانکرده گروه ثوّم؟؟؟؟؟!!!!!!

هر کدوم حصطی قدمت به روی چشمای طلبه ای از جنس تو.....

آخه درب همدلخونه من به روی همه باضه!!! حتی اوناییکه عنتقادای سفت و سخت دارن به ما....

آقا اصن من این وبو درست کردم که بیای و عنطقاد کنی!!!

چی میگی حالا؟؟؟؟؟؟

بسم الله...

من یه آخوند...

تو یه همدل......

 

 

 راستی یه نکته :

من شاید فرصت نکنم به همه وبلاگای همدلام سر بزنم( با کمال پوزش طلبی!!)

بیشتر سعی میکنم که جواب بیانات گوهربارتون رو توی همون نظرات پاسخ بدم...

(((( ای بابا این دیگه چه حاج آقای باکلاسیه!!!!!))))

[ ۱۳٩٤/٢/۱٩ ] [ ٤:۳٢ ‎ب.ظ ] [ طلبه ای از جنس تو ] [ نظرات () ]

ممنونم از همه همدلایی که برای پست پایینی ،دیدگاههای بسیار زیباشونو بیان نموده

و این حقیر را شرمنده کردند.

حالا در ادامه پست پایینی تشریح مطلب را از بیان این طلبه ی کوچک هم

که از جنس شماست بخونید...

راستی قرعه کشی!! توی ادامه مطلب هست برید برنده هارو مشاهده کنید.

(بهشون تبریک میگم)

ارادتمندم

[ ۱۳٩۳/٦/۱٠ ] [ ٩:٢٠ ‎ب.ظ ] [ طلبه ای از جنس تو ] [ نظرات () ]

جایزه ه ه ه ه ه ه ه

اولش اینو بگم که به برکت دعای دوستان و همدلای عزیزم و با توسل به اهل

بیت معصومین ، بازم مثل همیشه گره های زندگی این حقیر یکی بعد از دیگری

رو به باز شدنه...

از همه ممنونم..

الانم جوگیر شدم و میخوام قبل از گذاشتن مطلب جدید، اول دو تا

کارت شارژ خرج کنم...

البته برای اونایی که بتونن مطلب جدیدمو به درستی حدس بزنن...

(چیه؟؟چته؟؟دوتا کارت شارژ کمه؟؟؟خو ندارم بیشتر از این! داری؟خودت برو تو وبلاگت جایزه بذار بیشتر خرج کن!!! والا بخدا!!!)

********

 

موضوع مطلب جدیدم :

" هستم ولی نیستم/نیستم ولی هستم"

راهنمایی:

این موضوع یه جورایی مربوط به ...

اصن بذار با تصویر راهنمایی کنم...

 

آهههههههههههاااااااااااااااااان، حدس زدی؟؟؟خب...پس حدس خودتو از موضوع بنویس تا به دونفر از بهترینهاتون کارت شارژ بدم!

***آره میدونم جایزه ی کمیه...اما شما کم مارو به بزرگی خودت ببخش..

یا علی همدل.***

 

*********************************

*********************************

 

و اما بعد از دو هفته طلبه نوشت:

اینم تشریح بنده از این موضوع..

خودتون چک کنید که با جوابهای همدلا چقدر تطبیق داره؟!!!

هستم ولی نیستم/نیستم ولی هستم

میری مهمونی !
مهمون میاد!
یا با دوستات میری گردش و تفریح، میری پارک، میری کوه میری دشت کدوم دشت؟همون دشتی که... إإإإإإ بیخیال!!
یا نع...اصن جایی نمیری و توی خونه با خواهر و برادر و پدر و مادر نشستی مثلا دور هم و خوشی...
خوشی؟؟؟
اما نه!!

انگار یه کسایی تو جمع کنارتن اما نیستن!!!!!!


ینی تو باید پیششون نباشی، تا توروکنارت حس کنن!!
یه زمانی بود که میگفتی بریم پیش فلانی ببینیمش!!
اما الان باید بگیم اگه بریم پیش فلانی نمیبینیمش!!چون کنار ماست، اما پیشمون نیست!!
اگه میخای ببینیش باید ازش دور بشی بعد یه سر بری توی دنیای مجازی، اونجا پیداش کنی ..آی تحویلت میگیره اونجا...آی تحویل...
کافیه یکی دوتا عکس و فیلم و جک هم براش بفرستی توی واتس آپش...
اووووه دیگه نگو...
پس اینروزا اونی که کنارت نشسته، پیش تو نیست...
و اونی که کنارت نیس همدمته!!!
شاید بگید خیلی هم خوبه!!مگه بده؟؟؟
آره خوبه..

ولی میدونی چیارو از دست میدی؟؟؟


مهر نگاه مادر، نعمت کنار بابا نشستن و باهاش یه فیلم توپ دیدن، نعمت شنیدن داستان های بابابزرگ و مامان بزرگ، نعمت همنشینی با رفقایی که میتونی از نفس گرمشون نفس بگیری، نشستن پای شوخیای بابا و گاز زدن به یه قاچ هندونه ی جمع شبانه!!!
بعضیا (اجلکم الله، بخصوص این دهه هفتادیا) را آدم توی جمع که میبینه انگار همش در حال رکوعو سجدن!!اما دقت که میکنی میبینی تا خم میشن یهو میخندن یا چهرشون عوض میشه!بیشتر که دقت میکنی متوجه میشی که الان براش توی یکی از گروههای اجتماعی یه نفر از اونایی که نیست ولی هست!پیام داده و حتما حتما باید الان ببینتش!!
بابا برادرا خواهرها...


یک خبر، یک اطلاع!!یک اخطار..

(خواندن این اطلاعیه برای افراد بی ظرفیت و بیماران قلبی توصیه نمیشود!!)


این افرادی که کنار شما و در جوار شما در عالم واقعی هستن، همیشگی نیستن! و یه روز میرن و حسرت بودنشون را میخورید!!!
پس سرتونو بالا کنید و گاهی مشت محکمی در دهان دنیای مجاز بکوبید و به اونا که هستن  نگاه کنید...


""" نگاه محبت آمیز به مادر عبادت است"" عبادت!!!


 


ادامه مطلب
[ ۱۳٩۳/٥/٢٦ ] [ ٥:٢٤ ‎ب.ظ ] [ طلبه ای از جنس تو ] [ نظرات () ]

(((روزای خیلی سخت))))

وقتی کسی رو میبینی که مضطربه و مملو از غم و ناراحتیه... اگه خیلی

ناراحتیش برامون مهم باشه ته تهش بهش میگیم توکلت بخدا..درست میشه...

اما نمیفهمیم چی میکشه...

نمیفهمیم کشتی غرق شدن ینی چی...

نمیفهمیم اون تو دلش چه خبره...

تا زمانیکه...

خودمونم گیر میکنیم و ناگزیر دلمونو غمی میگیره...

اونروز به این راحتی نمیتونیم بخودمون بگیم : آروم باش...!!

اونروزه که میفهمیم غم چیه و گره خوردنه یه مشکل ینی چی...

...

اینروزا گیره یه مشکله خیلی بزرگ افتادم...

آره...طلبه ها هم آدمن!! اینجور نگا نکن..منم مشکل پیدا

میکنم...منم غم تو زندگیم هست...ما که از آسمون نیومدیم که!!!

پ بجا اینکه اینجوری با لبخند نگام کنی الان دستاتو ببر رو به

آسمونو برا برادر طلبه خودت دعا کن که گیرم حسابی..

محتاج دعاتم همدل...

.

یاالله

[ ۱۳٩۳/٥/٥ ] [ ٦:۱۱ ‎ق.ظ ] [ طلبه ای از جنس تو ] [ نظرات () ]

وقتی تیم ملی والیبال و فوتبال ما توی این روزا غیرتمندانه بازی میکنن و از

حیثیت ایرانی مردونه دفاع میکنن...

وقتی که بازیکنای والیبالیستمون از هیبت ایتالیا نمیترسن و توپ بارون میکنن و

تیم پر افتخار ایتالیا رو تو بازی قفل میکنن...

وقتی فوتبالیست ما، از اسم آرژانتین و آرژانتینی نمیترسه و مسی رو با این

همه قیمتش با یه ، یه پا،دوپای قشنگ ، جا میگذاره...

*****

به خودمون و جووونمون میبالیم و نا خودآگاه احساس میکنیم پیروزیم و میریزیم

توی خیابونا و به تلاش بچه های باغیرتمون آفرین میگیم و شادی میکنیم و حتی

از باخت غیرتمندانمون راضی هستیم...

طلبه میخواد اینو بگه که هممون شاد و خوشحالیم...

من ، تو، پیر، جوون، ...

امّا.....

لابلای این شادیا یه چیزی رو فراموش نکن...

یه عده شیعه دارن به بدترین شکل ممکن

توی تب و تاب جام جهانی، سربریده میشن

و هیشکی نیست که به دادشون برسه و

حتی تلویزیون جمهوری اسلامی هم تحت

تاثیر فضای موجود، اخبار این حوادث تلخ را

همیشه بعد از اخبار جام جهانی پخش

میکنه...

جان همدلا گیییییییر ندید که چرا انتقاد میکنم...

بخدا آخه این رسم مسلمونی که هیچ، رسم آدمیت هم نیست...

یا علی

[ ۱۳٩۳/٤/۱ ] [ ٩:۳٤ ‎ق.ظ ] [ طلبه ای از جنس تو ] [ نظرات () ]

بوی عطر کربلا...

سلام همدلای خوب طلبه...

الان یه حسی دارم که فقط اونایی متوجه میشن که مث من رفتن و توی

بین الحرمین ایستادن و از هوای بهشتی اونجا نفس کشیدن و اومدن

شهرشون و حالا فقط حال و هوای اونجارو دارن...

اونجا زمین نیست، بلکه آسمونه...

برای همه همدلام دعا کردم...

اینکه دیر اومدم برا این بود که به محض ورودم به ایران، طلبیده شدم

پابوسی امام مهربانی ها علی ابن موسی الرضا...

که نمیدونید بعد از زیارت عتبات چقد میچسبه زیارت امام رضا...

گفتن داره...

حتما سر یه فرصت میام و براتون سفرنامه کربلا رو مینویسم...

ان شالله همتون طلبیده بشید و از لذتش بهرمند شید...

اینروزا گیر مهمونای عزیزم هستم که برای زیارت قبولی دارن میان و

میرن...برا همین یکم فرصتم پیکه...

راستی زیر قبّه ی اباعبدلله برا تک تکتون دعا کردم..

همتونو دوست دارم...

فعلا

 

[ ۱۳٩٢/۱٢/۱٤ ] [ ۱٠:۳۸ ‎ق.ظ ] [ طلبه ای از جنس تو ] [ نظرات () ]

طلبه کربلایی میشود

دوستای همدل..

یه اتفاق باورنکردنی داره برام رخ میده...

طلبه ،همین هفته راهی یه گوشه ای از بهشته...

دارم میرم پا بوسی مولای عزیزمون اباعبدلله...

جایی که دیدنش آرزوی همه عشاق و هر اهل دلیه...

راهی کربلا و نجف...ضریح شش گوشه امام حسین...قتله گاه...خیمه گاه...تل زینبیه...

حسم گفتنی نیست همدلان...

فقط میخوام همه حلالم کنین...

اگه طلبه با حرفاش دل کسی رو شکونده حلالم کنه...

هفته بعد برمیگردم و میتعریفم براتون...

یاحسین، یا اباالفضل، یا زینب

یا اباعبدلله

یا مظلوم

[ ۱۳٩٢/۱۱/٢٦ ] [ ۱۱:۱۸ ‎ق.ظ ] [ طلبه ای از جنس تو ] [ نظرات () ]

سبد تدبیر!!!!!!

دیروز خیلی دلم گرفت...

از توی خیابونای شهرمون رد میشدم یهو چشمم به یه جمعیت خیلی زیاد

و متراکمی افتاد....

جلوتر رفتم و هر چی نزدیکتر میشدم ازدحام و فشردگی جمعیت بیشتر میشد...

نزدیک که شدم خیلی ناراحت شدم از اینکه چرا بعضی از تصمیمات توی

کشور جوری گرفته میشه که باعث میشه مردم ما، که روز به روز در

حال پیشرفت و تعالی هستن، دوباره بخوان به عقب برگردن و جوری

رفتار کنن که انگار به قول معروف از پشت کوه اومدن و انقد از لحاظ

فرهنگی پایین هستن که حاضرن برای یکم گوشت و یکم روغن و پنیر تو

سر و کله ی هم بزنن...

درست متوجه شدید همدلای من...

اون جمعیتی که دیدم صف گرفتن سبد کالا بود که جلوی یکی از

فروشگاههای شهر تشکیل شده بود... که البته اسمش صف نبود!!

بلکه بیشتر شبیه یه تجمع ، یا یه تظاهرات یا...

یه جورایی یاد اونروزا افتادم که کوپن روغن و برنج از اخبار اعلام میشد و

صبح زود با پدرم میرفتم مغازه که کمکش کنم اجناس کوپنی رو بین

مردم تقسیم کنه...

البته بیشتر کار من اونجا با همون قد و قواره ی کوچولوم، جدا کردن مردم و جلو گیری از زد و خورد بود..فرشتهنیشخند

یادش بخیر...ما واسه خودمون یه زمانی بقال بودیما!!

خلاصه حرفم اینه که میشد این اقدام اخیر دولت تدبیر و امید، یخورده با

تدبیر بیشتری اجرا میشد تا به این شکل مردم عزتشون و به قولی

کلاسشون به هم نخوره و به عقب برنگردن!!!اونم توی زمانی که ما

مشغول برگزاری سی و پنجمین بهار انقلاب و استقلالمون هستیم و

داریم داد و فریاد پیشرفت و عزتمندی رو توی دنیا سر میدیم...

شما رو به خدا توی اجرای اینچنین طرح ها دقت کنید و پاسدار حریم

عزت و شخصیت مردم باشید ، بخدا خیلی ها دارن مارو از  همه جای

دنیا نگاه میکنن .. نکنه فیلم مارو بعنوان کلیپ طنز برای هم بلوتوث

کنن و...

 

جان من الان برو تو تصاویر گوگل و این جمله رو سرچ کن:

((((((((صف های مردم ، سبد کالا!!))))))


خلاصه ما که خیلی دلمون گرفت...

شمارو نمیدونم...

[ ۱۳٩٢/۱۱/۱٥ ] [ ۱۱:۳۳ ‎ق.ظ ] [ طلبه ای از جنس تو ] [ نظرات () ]

امتحانا دیگه کم کم تمومه و دوباره باید منتظر شنیدن یه سری

کامنتا و نظرات تکراری باشیم که " من اوووووووومدم..." " سلام

دوستای من دلتنگتون بودم " و " من دوباره آآآآآآآپپپپپپپپم" و "

فلانی به دنیای مجازی بازگشت.." و... از این قبیل کامنتا که

خودمونو میتحویلیم!!!!

ببین، میدونم که امتحانا بدجور روت فشار آورده و خسته شدی

و الان انگار از زندان آزاد شدی!!درکت میکنم ...

اما توروخدا انقد فکر نکن ملت تو دنیای مجاز منتظر اومدن

حضرتعالی بودن.....

خب به هر حال خوش اومدی!!!

[ ۱۳٩٢/۱۱/۱۱ ] [ ٢:٠٧ ‎ق.ظ ] [ طلبه ای از جنس تو ] [ نظرات () ]

ایام امتحانات شده ...

به هر وبلاگی سر میزنی این جمله نوشته شده که:

" تا اطلاع ثانوی پست جدید نمیذارم، انشالله بعد از امتحانات

میام، دلم براتون میتنگه و... جایی نرید زود میام، خیلی

دوستتون دارم،نظراتتونو میخونم،و..."

 

 

بابا بیخییییییییال..!!!!

حالا انگار ملت نشستن تا ببینن تو کی پست جدید میذاری؟؟؟؟؟

الان همه مث جنابعالی مشغول درس خوندنن و حتی به وب خودشونم سر نمیزنن چه برسه به وبلاگ تو..

پس مث بچه ی خوب برو بچسب به درس و مشقت بعدش بیا تا دلت خواست آپ کن ...

تا اونموقع هم نیاز نیس تو وبت رمان عشقی راه بندازی و فیلم هندی تعریف کنی..

برو...

د برو...کلافه

 

 

[ ۱۳٩٢/۱٠/۱٥ ] [ ٦:٤٩ ‎ق.ظ ] [ طلبه ای از جنس تو ] [ نظرات () ]

محرم و صفر وقتی داره تموم میشه میدونی مث چی میمونه؟؟؟؟

میدونی چه حسیه؟؟؟؟

مث اون وقتیه که به زیارت یه عزیزی میری و انقد بهت خوش میگذره که زمان از دستت میره...

و یهو میبینی وقت تمام...

موقع وداع نمیدونی بازم این زیارت و این دیدار دلچسب نصیبت میشه یا نمیشه...

بغض گلوتو میگیره و دلت میخواد همه چی برگرده عقب و از اول شروع بشه...

(((واااای چقد احساساتی شدم!!!!!)))

احساساتیاش بسم الله...

شما هم بگید...

شاید اگه قشنگ گفتید ، جوگیر شدم و بازم جایزه بدمااا!!!!

بگید مث چی میمونه؟؟؟؟؟؟

یا حسین

[ ۱۳٩٢/۱٠/۳ ] [ ۱٢:٤۳ ‎ب.ظ ] [ طلبه ای از جنس تو ] [ نظرات () ]

یهو یادم افتاد به یه کاروانی که اینروزا سرتا پاشون غصه و درده...

دارن با کلی دلتنگی و خاطرات زجر آور از اسارت برمیگردن تا بعد از چهل روز

دوباره بتونن کمی کنار محل کشته شدن عزیزاشون بشینن و یکم با اشک و

ناله دلاشونو آروم کنن...

دریغ از اینکه وقتی که به میعادگاهشون برمیگردن، یهو درداشون تازه میشه و

غصه های عالم تو دلاشون زنده میشه...

یه خانم قد خمیده بینشونه که تو این چهل روز ، چهل سال پیر شده...

آآآآآه زینب...

آه...

...

بی بی جان فقط اینو بگم که امسال یکم بدموقع اومدی..

چون چهلم برادرت همزمان شده با شب یلدای ما...

و ما دنبال خرید انار و هندوانه ایم...

شرمنده ایم یا زینب...

[ ۱۳٩٢/٩/۱٩ ] [ ۳:۳٩ ‎ب.ظ ] [ طلبه ای از جنس تو ] [ نظرات () ]

یهو یادم افتاد به اوایل روزهایی که لباس طلبگی رفته بود تنم و به

سختی تو خیابون راه میرفتم...

یه روز یه پسر بچه با دوچرخه آروم آروم از کنارم رد میشد و بازم

(مث اون یکی پسره که تو پست قبل گفتم!!!)

زوووووول زده بود

به من و یهو پرسید:

(( حاج آقا شما کی عمامتون سیاه میشه؟؟؟؟؟!!!)))

منو بگو...

[ ۱۳٩٢/٩/۱۱ ] [ ۱٠:۳٧ ‎ق.ظ ] [ طلبه ای از جنس تو ] [ نظرات () ]

دیروز تو خیابون یه بچه بهم زوووول زده بود داشتم از خجالت آب میشدم...

یهو اومد جلو و گفت:

حاج آقا شما که لباستون سیاهه چرا کلاهتون

سفیده؟؟؟؟؟!!!!

((منظورش عمامم بود!!!))

منو بگو....!!

شما باشی چکار میکنی؟؟؟


[ ۱۳٩٢/٩/۱٠ ] [ ۱۱:۱۳ ‎ق.ظ ] [ طلبه ای از جنس تو ] [ نظرات () ]
          مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By SibTheme :.

درباره وبلاگ

خدا سوسک کنه هر کی که دوست داره بین من و تو فاصله باشه.. چی؟؟ عامل این فاصله خود منم؟؟؟ خب!!!بچه میترسونی؟؟؟؟؟باشه حتی اگه من هستم خدا سوسکم کنه!!! من که الان دوست دارم با تو باشم رفیییییییییییییییییق... میدونی ؟ اکثرا یه طلبه و زندگیشو از اینو اون یا بعضا از شبکه های اونور آب میشنون!!! خیلی هاتون درمورد ما و زندگی ما طلبه ها تصور نامعلومی دارین.من قصد دارم با گوشه گوشه اتفاقهای زندگیم آشناتون کنم تا ببینید طلبه هم یه شهرونده تو جامعه مث شما.. رفییییییقم باش... خوش اومدی به کلبه همدلان... . . .من یک انسان که هرگاه فکر میکنم واسه خودم کسی شدم همون وقت زمین میخورم!!. این یعنی غرور... من طلبه کوچکی زیر سایه الطاف خدای مهربون..
صفحات دیگر
امکانات وب
پخش زنده حرم

کد کج شدن تصاوير